تبليغاتX
ناگفته های یک خبرنگار

خدای من یک سال گذشت...... هر چه کردم"دیدی" و هر چه بخشیدی و عفو کردی "ندیدم".

خدای من  هراسان شدم پناهم دادی. بیمار شدم شفایم دادی. آرامش و امنیت که رسید پناه و طبیبم را از یاد بردم.

خدای من! یک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سیصد و شصت و پنج روز...چگونه است که رهایم نمی کنی و چگونه است که هرگز و هرگز از تو نا امید  نمی شوم. این چه رسم خدایی است؟؟ .... خدای من آوای ملکوتی یا مقلب القلوب و الابصار می آید...تو مرا میخوانی که بخوانمت؟؟  این منم با حسرت سالهای رفته... یا مدبراللیل والنهار. این منم با هزاران امید به سالهای پیش رو .یا محول الحول والاحوال.

خدای من: بندگی ام را بپذیر و التماس مرا بشنو: حول حالنا حول حالنا.... خوب من بوی عطر تحویل می آید ...چه مبارک تقدیری...... 

سال نو پیشاپیش بر همه ایرانیان  مبارک .   

+ نوشته شده توسط امین صانعی در شنبه بیست و دوم اسفند 1388 و ساعت 5:33 بعد از ظهر |

شش سال اوّل زندگی:

 

• گریه نکن

• شیطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن

• مامانت رو اذیّت نکن

• روی دیوار نقاشی نکن

• انگشتت رو تو پریز برق نکن

• دمپایی بابا رو پات نکن

• به خورشید نگاه نکن

• شبها تو جات جیش نکن

• تو کمد مامان فضولی نکن

• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن

• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

 

2- دوره دبستان:

• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن

• پات رو تو جامیزی نکن

• ورقهای دفترت رو پاره نکن

• مدادت رو تو دهنت نکن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن

• تخته پاک‌کن رو خیس نکن

• حیاط مدرسه رو کثیف نکن

• با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن

• دست تو کیف بغل دستیت نکن

• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن

• گچ رو پرت نکن

• تو راهرو سرو صدا نکن

• تو کلاس پچ‌پچ نکن

ATARI بازی نکن

 

 

3- دوره راهنمایی:

• ترقّه بازی نکن

 • SEGA بازی نکن

• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن

• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن

• تو کوچه فوتبال بازی نکن

• دست تو جیبت نکن

• با مامانت کل‌کل نکن

• تو کلاس صحبت نکن

• بعد از ظهر سروصدا نکن

• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن

• اتاقت رو شلوغ نکن

• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن

• عکس لختی تماشا نکن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن

• جرّ و بحث نکن

 

 

4- دوره دبیرستان:

• با کامپیوتر بازی نکن

• تو حموم معطّل نکن

• تقلّب نکن

• با دوستات موتورسواری نکن

• عصرها دیر نکن

• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن

• با بابات دعوا نکن

• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن

• تو خیابون دنبال دخترها نکن

• مردم‌آزاری نکن

• نصف شب سرو صدا نکن

• فیلم سوپر نگاه نکن

• وقتت رو با مجله تلف نکن

• چشم‌چرونی نکن

 

 

5- دوره دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن

?? ساعته چت نکن

• سر کلاس درس غیبت نکن

• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن

• خیابون‌ها رو متر نکن

• تو سیاست دخالت نکن

• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن

• شب برای شام دیر نکن

• با مأمور پلیس کل‌کل نکن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن

• موبایلت رو Reject نکن

• حذف پزشکی نکن

• آستین کوتاه تنت نکن

• همه رو دودره نکن

 

 

6- دوره سربازی:

• موهات رو بلند نکن

• روت رو زیاد نکن

• از اوامر سرپیچی نکن

• فرار نکن

• با اسلحه شوخی نکن

• غیبت نکن

• به آینده فکر نکن

• درگیری ایجاد نکن

• به فرمانده بی‌احترامی نکن

• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن

• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن

• اعتراض نکن

• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن

• از تلف شدن وقتت ناله نکن

• از آشپزخونه دزدی نکن

 

 

7- دوره شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن

• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن

• به زنت خیانت نکن

• با دوستانت الواتی نکن

• تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن

• به زنهای دیگه نگاه نکن

• موبایلت رو قایم نکن

• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن

• پولت رو خرج دوستات نکن

• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن

• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن

• ریسک نکن

• بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن

 

 

8- دوره پدر بودن:

• بچّه رو تنبیه نکن

• به بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن

• به بچّه توهین نکن

• بچّه رو از بازی منع نکن

• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن

• با بچّه کل‌کل نکن

• بچّه رو محدود نکن

• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن

• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن

• آزادی بچّه رو محدود نکن

• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن

• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

 

9- دوره پیری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن

• نوه‌هات رو لوس نکن

• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن

• به خاطراتت فکر نکن

• پولت رو خرج نکن

• هوس جوونی نکن

• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن

• با زنت بی‌وفایی نکن

• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن

• لباس شاد تنت نکن

• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن

• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن

• از گذشته ناله نکن

• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن

• به آینده فکر نکن

 

10- دوره پس از مرگ !

• حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت می‌خواد بکن....

• ......بکن

• ....... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ...... بکن

• ...... بکن

• ...... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!! 

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388 و ساعت 5:21 بعد از ظهر |

 اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ » 
   
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود ... صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم .چون تو يك راهب نيستي» 
   
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد. چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند.. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ،شنيد. 
   
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي» 
   
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟» 
   
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.» 
   
مرد تصميمش را گرفته بود... او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.مرد گفت :‌« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد» 
   
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.» 
   
 
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود» مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليداين در را به من بدهيد؟» 
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند. راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگی هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد . 
  
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت. و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت. در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت... او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد.. وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است واقعا متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.اما من واقعا نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهبه نيستيد!

+ نوشته شده توسط امین صانعی در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 و ساعت 7:26 بعد از ظهر |

مسوولان فدراسیون تیروکمان پس از آنکه سایت اختصاصی خود را در ورزشگاه آزادی افتتاح کردند با مسایل و مشکلات بسیاری در امور مالی مواجه شدند و این موضوع کافی بود تا اثرات بدهی های این فدراسیون، دامن ملی پوشان را در آستانه اعزام به ویتنام بگیرد.
گویا مسوولان سازمان تربیت بدنی خبری از این فدراسیون ندارند، چرا که در مصاحبه های خود از حمایت تیم های اعزامی به بازیهای داخل سالن ویتنام سخن گفته و همواره بر حل مشکلات ملی پوشان و زمینه سازی به منظور حفظ آرامش روحی و روانی آنها تاکید داشته اند.
جای تعجب است که برای تیم هایی که نتایج خوبی کسب کرده و یا حرکتی رو به جلو داشته اند باید چنین رفتارهایی را شاهد باشیم اما باز هم پول بیت المال را در جیب فوتبال و فوتبالی ها می ریزیم که در نهایت اثر آن عدم حضور در جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ایران از جام باشگاه های آسیا است، آن هم با نتایج عجیب و غریب.
از تیروکمانی سخن می گوئیم که در مدت حضورش در ورزش ایران که در حدود 5 سال است تا کنون موفق شده رشد قابل قبولی داشته باشد، حضور دو تیرانداز ایرانی در رقابت های المپیک گواه این ادعاست اما چه کنیم که همه چیز در ورزش ایران باید فدای توپ گرد و زمین چمنی شود که برای آقایان سوگلی بوده و گویا تنها رشته قابل توجه در دنیا همین رشته است.البته قبول داریم عده کثیری از مردم ایران و جهان به فوتبال علاقه داشته و آخرین اخبار را از هر طرق دنبال می کنند اما آیا باید به همین دلیل دیگر رشته ها را به فراموشی بسپاریم و عملا" با دست خود آن ها را نابود کنیم.
در شرایطی که تیم اعزامی کشورمان با مشکلات شدید مالی عازم ویتنام شد برای ما جالب بود که در چند کیلومتر آن طرف تر، رئیس جدید سازمان تربیت بدنی از همه جا بی خبر است و سخن از تاسیس شبکه تلویزیونی ورزش می کند که بدون شک بار مالی سنگینی به دوش خواهد داشت، اما آیا بهتر نست این مدیر در کنار توجه به اهداف بلند مدت، اندکی نیز به دور و اطراف خود نگاهی هر چند گذرا داشته باشد تا حداقل شاهد چنین مواردی نباشیم.
در جایی که تیم ملی که قرار است نماینده ایران در بازی های داخل سالن ویتنام باشد، متاسفانه شاهد هستیم نفرات اعزامی شب ها در کانکس هایی می خوابند که بهترین امکاناتش چند پتو و بالش است که طبیعتا" شبهای سردی را به همراه دارد.البته تیم بانوان در محلی استیجاری سکونت کرده است تا برای آن ها مشکلی به وجود نیاید اما این شرایط در شان و شخصیت تیم ملی ایران است.
این نکته آن جا خودنمایی می کند که ملی پوشان کشورمان در این مدت و با توجه به آن که همواره در کانون توجه اصحاب رسانه بوده اند، لب فرو بسته و هیچ سخنی در این خصوص نگفته اند چرا که به حضور در تیم ملی افتخار کرده و حاضرند با تمام کاستی ها بسازند اما چرا باید این اتفاقات را در ورزش کشورمان شاهد باشیم؟ آیا با این شرایط می توان انتظار کسب موفقیت و یا مدال داشت؟
بحث علمی تیم ملی به کجا خواهد کشید؟ چرا در کنار تیم ملی ایران دکتر تغذیه حضور ندارد؟ چرا باید برای آن که این فدراسیون با مشکلات مالی دست به گریبان است ملی پوشان با مشکلات بسیار دست و پنجه نرم کنند؟
البته همه نفرات اعزامی به یک سخن اعتقاد دارند و آن این است که رئیس فدراسیون هر آن چه از دستش برآمده تا کنون انجام داده و از هیچ کوششی دریغ نکرده است اما عدم حمایت مسئولان ورزش باعث شده است این مشکلات به وجود بیاید که در نوع خود جالب و قابل توجه است.
به مسائل مالی ملی پوشان بپردازیم که در حدود 3 الی 4 ماه است که هیچ کدام از نفرات تیم ملی حقوق خود را دریافت نکرده اند، مگر می شود ملی پوشی را در اردو نگاه داشت بدون آن که به بحث مالی و حقوق او که یک امر طبیعی است، توجه نکرد. البته این تمام ماجرا نیست چرا که برخی از پرسنل و کادر اداری فدراسیون نیز با همین مشکل مواجه هستند اما همه لب فروبسته و باز هم به فعالیت خود ادامه می دهند.حال سئوالی که مطرح می شود این است که آیا به فدراسیون های ورزشی بر اساس فعالیتی که انجام می دهند باید بودجه اختصاص پیدا کند و یا این که اسم و رسم فلان مدیر و علاقه مردم برای تعیین بودجه کافی است؟
چگونه می توان از تیمی با این مشکلات که انصافا" همه آن را نتوانسته ایم مطرح کنیم، انتظار مدال و کسب عنوان داریم، چرا باید تیمی را که تنها بر اساس عشق و علاقه چند جوان ورزشکار سرپا مانده است را به جنگ حریفانی تا دندان مسلح بفرستیم و باز هم در طلوع صبح دیگر برای فوتبال خودمان را آب و آتش بزنیم و نگران سرماخوردگی فلان بازیکن و یا اخم فلان مربی فوتبال باشیم.
البته فراموش نکنیم که تیم ملی در آستانه اعزام به دلیل آن که نتوانست سالن مناسبی را برای تمرین پیدا کند، مجبور شد در ساختمان نیمه کاره تمرین کند تا ملی پوشان در کنار نخاله های ساختمانی به اهداف خود تیراندازی کنند تا شاید با تحمل این سختی ها روز های خوبی را در ویتنام تجربه کنند.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 7:46 بعد از ظهر |

عرفان را در یکی از پارک‌های شمال شهر تهران می‌بینم. پسر 28 ساله‌ای که کتابی از "کافکا" به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است. عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه می‌دهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است. به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست. به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه می‌دهد خوشبخت‌تر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان می‌دهد. عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد. خود را تحقیر شده نمی‌یابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی می‌داند.
وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده می‌گوید: درست مثل همه زنان فاحشه. من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم. آن زمان که شروع به کار حرفه‌ای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم. چند بار از طرف همکلاسی‌های مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود.
شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند می‌شود. او می‌گوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد. با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کردم.
او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمی‌آمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر می‌کردم. ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت می‌برم. زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف می‌زنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان از بزرگترین مردهایی که می‌شناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم.
عرفان با وجود اینکه سال‌ها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچ‌گاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده. وقتی در این مورد خاص صحبت می‌کند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرف‌هایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. می‌گوید: این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند. بارها در رختخواب امتحانشان کردم. آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال میل می‌پذیرند.
در حاشیه همین حرف‌ها همکاران زن خود را سرزنش می‌کند و می‌گوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبت‌بار می‌کنند. البته جامعه هم به این موضوع دامن می‌زند. این یک شغل است مثل همه شغل‌ها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل می‌شود. من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمی‌تواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد. زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!
عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد. البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمی‌کنند.
در منطقه‌ای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه می‌کند بین 300 تا 600 هزار تومان پول می‌گیرد. این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گران‌قیمت و منزل شخصی‌اش حدس زد.
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بی‌هیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :" خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند".
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبخت‌ترین تن‌فروش جهانم!

این مطلب را در یکی از سایت های ... خوندم و برای من جالب بود. گفتم شاید برای شما هم جالب باشد. البته برای آن دسته از دوستانی که براشون سئوال پیش اومده باید بگم چون دانشجوی پژوهشگری هستم این مسایل از نظر کاری و درسی برای من جالبه.

امیدوارم برای شما هم مفید باشه. 

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 و ساعت 7:18 بعد از ظهر |

بیش از 50 درصد از زایمانها در کشور به روش سزارین انجام می شود که این آمـار 3 بـرابـر استانداردهای جهانی است.
 
عضو هیات مـدیـره نظام پـزشکی کشور با بیان این مطلب گفت: هم اکنون بیش از 50 درصد زایمانهای کشور در مـراکز و بیمارستانهای دولتی به صـورت سـزارینی و در برخی از مراکز خصوصی این آمار تا 100 درصد هم می رسد.

ناهید خداکرمی با بیان اینکه ایـران در زمینـه انجام سزارین ، رتـبه نـخست را در دنیا دارد افزود: آخرین یافته ها نشان می دهد نوزادانی که به روش سزارین بـه دنیا می ‌آیند ، 20 درصد بیشتر از نوزادان با زایمان طبیعی به دیابت (نوع یک) مبتلا می ‌شوند و میزان آسم و مشکلات تنفسی این نوزادان ، هم چندین برابر است.

وی گفت: 75 درصد سزارین هایی که در کشور انجام می شود ، غیر ضروری و بـه صـورت انتخابی است و مادرانی که به روش سزارین زایمان می کنند دچار مشکلات زیادی می شوند .

خداکرمی افزود: مشاوره زنان پیش از زایمان و آموزشهای لازم در دوران بارداری می تواند مادران را در انتخاب روش صحیح زایمان و نیز روشهای کاهش درد زایمان راهنمایی کند ، که این امر موجب کاهش بیماریهای زایمان و پیشگیری از هزینه های سنگین ناشی سزارین می شود.

عضو هئیت علمی نظام پزشکی کشور افـزود :‌ ورزش مناسب در دوران حاملگی بـهترین راه اصولی برای کاهش درد زایمان است و این تـحرک جسمانی می تواند شرایط راحتتری را در زایمان طبیعی برای آنها ایجاد کند.

وی درباره انتخاب زمان زایمان پیش از موعد گفت: برخی از مادران خواستار به دنـیا آمدن نوزاد خود در یک روز خاص می شوندکه این دخالت در زمان زایمان موجب بروز مشکلات تنفسی و قلبی برای نوزادان می شود و این رفتار ،یک بدعت علمی و اخلاقی و نیز دخالت در خلقت خدا است.

 

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 6:40 بعد از ظهر |

چاپ تصویر «تاشا مالتبی» در روزنامه‌ها در ابتدا یادآور خاطره تلخ «لیندی اینگلند»، یکی از سربازان زن آمریکایی را در اشغال عراق توسط این کشور تداعی کرد.
انتشار تصویر این زن 21 ساله آمریکایی در حال كشیدن یکی از زندانیان عراقی زندان ابوغریب با طناب بازتاب خبری گسترده داشت و جهان را لرزاند. اما تصویر تاشا، دختر 19 ساله بریتانیایی که با رضایت کامل زندگی حیوانی را بر زندگی انسانی ترجیح داده است با تصویر آن زندانی عراقی، تفاوت بسیار دارد. 

 

تاشا، دانشجوی رشته فناوری موسیقی معتقد است حیوان خانگی نامزدش، «دنی گریوز» است، هرگز بدون قلاده و نامزدش از منزل خارج نمی‌شود، همواره به سبک بربرها لباس می‌پوشد و هیچگاه آشپزی یا نظافت منزلشان را نیز انجام نمی‌دهد.
براساس معاینات روان‌شناسان، تاشا از هیچگونه بیماری روانی رنج نمی‌برد و در کمال صحت روحی و روانی به این انتخاب رسیده است. اما این موضوع باعث نمی‌شود که هم‌وطنانش به تنفر وی از خوی انسانی احترام بگذارند و او را در جمع خود بپذیرند.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 5:23 بعد از ظهر |
دختری مسلمان که از والدینی افغانی در ازبکستان به دنیا آمده،اولین زن مسلمانی شد که تاج ملکه زیبایی انگلستان را بر سر گذاشت.

از کابل حماسه کوهستانی، ۱۸ ساله، اعلام کرد که خوشحال است که “تاریخ ساز” شده و مشتاقانه منتظر است تا در رقابتهای دختر شایسته جهان در چین به رقابت بپردازد. مسابقات جهانی دختر شایسته در ماه دسامبر برگزار می شود.




خانم کوهستانی بعد از آن که پدر و مادرش ناگزیر به فرار از افغانستان در سال ۱۹۹۶ شدند، در تاشکند ازبکستان به دنیا آمده است. چهارده ساله بود که مورد توجه طراحان مد قرار گرفت و به عنوان مدل در فروشگاههای زنجیره ای گپ و سوپردراگ پذیرفته شد.


وی که به شش زبان از جمله روسی و فارسی صحبت می کند، از میان ۴۰ رقیب برگزیده شد. وی پس از مراسمی دو روزه در لیورپول شنبه شب، سوم سپتامبر تاج ملکه زیبایی را بر سر گذاشت.
” من تاریخ ساز شده ام و بسیار خوشحالم.”

خانم کوهستانی که می گوید مادرش در انتخاب و تهیه لباسش نقش داشته بود، اعلام کرد: “وقتی آنها گفتند که من برنده شده ام، فکر کردم که اشتباه شنیدم. دعا می کردم اشتباه نکرده باشند، یک لحظه طول کشید تا باورم شود.”

وقتی از وی درباره احساسش به عنوان اولین دختر مسلمان برنده این افتخار سوال شد، این دختر ۱۸ ساله پاسخ داد: “من تاریخ ساز شده ام و بسیار خوشحالم. امیدوارم من آخرین نفر (مسلمان) نباشم.”

به خانم کوهستانی که توانست بر یک رقیب مسلمان دیگر، سارا مندلی، ۲۳ ساله از ناتینگهام غلبه کند، برای بازی در یک فیلم بالیوودی پیشنهاد شده است.

دوشیزه مندلی بخت بلندی داشت ولی ورودش به این مسابقات در میان مسلمانان لیورپول جنجال براه انداخت و یک موسسه اسلامی از وی خواست کنار برود زیرا رقبای این تورنمنت اغلب باید لباسهای بدن نما بپوشند.علاوه بر حماسه کوهستانی، تاکنون دو دختر دیگر افغان، ویدا صمدزی و ستاره بهرامی نیز، بخت خود در این گونه مسابقات آزموده اند.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 6:26 بعد از ظهر |

آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسيده است رنج و اندوه مبر
 
قبل از جواب دادن فكر كن
 
هيچكس را تمسخر مكن
 
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
 
خود براي خود، زن انتخاب كن
 
به شرر و دشمني كسي راضي مشو
 
تا حدي كه مي‌تواني، از مال خود داد و دهش نما
 
كسي را فريب مده تا دردمندنشوي
 
از هركس و هرچيز مطمئن مباش
 
فرمان خوب ده تا بهره خوب يابي
 
بيگناه باش تا بيم نداشته باشي
 
سپاس دار باش تا لايق نيكي باشي
 
با مردم يگانه باش تا محرم و مشهور شوي
 
راستگو باش تا استقامت داشته باشي
 
متواضع باش تا دوست بسيار داشته باشي
 
دوست بسيار داشته باش تا معروف باشي
 
معروف باش تا زندگاني به نيكي گذراني
 
دوستدار دين باش تا پاك و راست گردي
 
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتي شوي
 
سخي و جوانمرد باش تا آسماني باشي
 
روح خود را به خشم و كين آلوده مساز
 
هرگز ترشرو و بدخو مباش
 
در انجمن نزد مرد نادان منشين كه تو را نادان ندانند
 
اگر خواهي از كسي دشنام نشنوي كسي را دشنام مده
 
دورو و سخن چين مباش، نزديك انجمن دروغگو منشين
 
چالاك باش تا هوشيار باشي
 
سحر خيز باش تا كار خود را به نيكي به انجام رساني
 
اگرچه افسون مار خوب بداني ولي دست به مار مزن تا تو را نگزد و نميري
 
با هيچكس و هيچ آييني پيمان شكني مكن كه به تو آسيب نرسد
 

مغرور و خودپسند مباش، زيرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالي شود چيزي باقي نمي‌ماند

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 5:37 بعد از ظهر |
ده‌ها هزار هوادار فوتبال امروز یکشنبه در ورزشگاه هانوفر گردهم آمدند تا یاد "روبرت انکه"، دروازه بان این تیم را گرامی بدارند.

"انکه" روز سه شنبه هفته گذشته اقدام به خودکشی کرد. این دروازه بان 32 ساله در برخورد با قطار سریع السیری که از هامبورگ به برمن در حرکت بود جان خود را از دست داد.

برپایه گزارش آسوشیتدپرس، مارتین کیند، رئیس باشگاه هانوفر، در آغاز این مراسم گفت: روبرت انکه هرگز به این ورزشگاه بازنخواهد گشت؛ جایی که او قلب ها را تسخیر کرده بود. اما این تنها موفقیت نبود که از او شخصی محبوب ساخته بود، بلکه مردانگی و ویژگی های اخلاقی او موجب محبوبیتش شده بود.

تابوت "انکه" با رزهای سفید پوشانده شده بود و در مرکز زمین قرار داشت. بسیاری از هواداران لباس مشکی بر تن داشتند همراه با شال سبز و سفید و سیاه باشگاه.

پیش از آغاز مراسم، ترزا، همسر انکه، به همراه یک دوست و جمعی از مسئولان فوتبال آلمان به سوی تابوت او رفتند تا با پیکر این دروازه بان وداع کنند.

بیش از 45 هزار نفر از هواداران، رجال سیاسی و شخصیت های ورزشی آلمان در این مراسم حضور داشتند. دیدار دوستانه تیم های فوتبال آلمان و شیلی که قرار بود شنبه برگزار شود به همبن منظور لغو شده بود.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 5:30 بعد از ظهر |
اين ورزشکار در مسير پروازي، کوالالامپور به هانوي دچار تشنج شد که بلافاصله کادر پزشکي پرواز به ياري وي شتافتند.
وضعيت جسماني اين ورزشکار، پس از ياري کادر پزشکي بهبود يافته است .
به گواه يکي از ورزشکاران بازي هاي رايانه اي، پيشتر از تمامي ورزشکاران اين رشته تست پزشکي گرفته شده است و اين مسئله يک اتفاق نادر است.
ورزشکار مورد نظر پس از بهبودي به خبرنگار ايرنا گفت: به دليل سفر طولاني مدت با هواپيما دچار اين مشکل شده است.
به گفته وي، بيش از 10 ساعت پرواز داشته است و از امارات متحده عربي راهي کولالامپور شده و سپس به پرواز کوالالامپور و هانوي پيوسته است.
گفتني است، اعضاي دومين کاروان اعزامي ايران به مسابقات داخل سالن ويتنام به طور غير مستقيم و از طريق کوالالامپور به هانوي پايتخت ويتنام رسيده و بيش از 10 ساعت در آسمان بوده اند.
سومين دوره مسابقات داخل سالن آسيايي در حالي از روز هشتم آبان ماه سال جاري در دو شهر هانوي و هوشي مينه ويتنام گشايش خواهد يافت که بازي هاي فوتسال از امروز "چهارشنبه" ششم ماه جاري در شهر هوشي مينه آغاز شده است.
براساس آخرين آمار اعلام شده از سوي ستاد برگزاري اين مسابقات، با احتساب مجموع مربيان و ورزشکاران کشورهاي حاضر در اين رقابت ها، بيش از چهار هزار و 500 نفر در اين رويداد ورزشي حاضر خواهند بود که در 24 رشته ورزشي با يکديگر به رقابت مي پردازند
+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 7:44 بعد از ظهر |

" یولیا تیموشنکو " نخست وزیر اوکراین در میان 172 سیاستمدار جهان با بالاترین جذابیت ظاهری مکان نخست را به خود اختصاص داد. رده بندی توسط سازمان Hottest Heads of State انجام شده است.

39765_145.jpg

ریا نووستی به نقل از روزنامه ایتالیایی "کاریر دلا سرا" نوشت: در این لیست 172 رییس جمهور ، نخست وزیر و پادشاه گنجانده شده است. مکان دوم این رده بندی به "ینس استولتنبرگ" نخست وزیر نروژ، سوم- "وانگچوک" پادشاه بوتان" اختصاص یافته است.
مکان های چهارم و پنجم هم به ترتیب به "کریستینا فرناندس دی کریشنر" نخست وزیر آرژانتین و"ژوزف کابیلا" رییس جمهور کنگو داده شده است.
"الکساندر لوکاشنکو" رییس جمهور بلاروس در مکان 12-م، "باراک اوباما" در مکان 15-م، و "ولادیمیر پوتین" نخست وزیر روسیه در مکان 18-م قرار دارند.
در میان اشخاص مشهور دیگر می توان به "نیکلا سارکوزی" رییس جمهور فرانسه اشاره کرد که در مکان 28 و "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور ایران نیز در این رده بندی در مکان 48-م قرار گرفته اند.
این در حالیست که "هوگو چاوز" رییس جمهور ونزوئلا در مکان 97-م، "آنگلا مرکل" صدراعظم آلمان در مکان 109-م و آخرین سیاستمدار این لیست نیز "کیم چن ایر" رهبر کره شمالی است

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 5:39 بعد از ظهر |

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد. 

دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟   

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم .

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟  

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.

 

يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى مى‌کرد نگاه مى‌کرد.ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد .از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟

مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوی، يکى از موهايم سفيد مى‌شود.

دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده ! 

 

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند . 

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله. 

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

 

معلم داشت جريان خون در بدن را به بچه‌ها درس مى‌داد. براى اين که موضوع براى بچه‌ها روشن‌تر شود گفت بچه‌ها! اگر من روى سرم بايستم، همان طور که مى‌دانيد خون در سرم جمع مى‌شود و صورتم قرمز مى‌شود.   

بچه‌ها گفتند: بله 

معلم ادامه داد: پس چرا الان که ايستاده‌ام خون در پاهايم جمع نمى‌شود؟ 

يکى از بچه‌ها گفت: براى اين که پاهاتون خالى نيست. 

 

بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود که روى آن نوشته بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست. 

در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر چند تا مى‌خواهيد برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست

+ نوشته شده توسط امین صانعی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 7:58 بعد از ظهر |

 برنجهای وارداتی پاکستاني و هندي برای دوام بيشتر در انبارها  و جلوگيری از قارچ و کپک و پوسيدگی و نيز جلوگيری از شپشک توسط مواد گوگردی به همراه گروه غير اشباع خانواده فنل بخار داده شده­اند. اين مواد بغايت سرطان زا می ­باشند و حتی در صورت شتشوی برنج و يا جوشاندن و آبکشی برنج آسيب­های نابود کننده و مخرب آن کم نمی­شود. سرطان­های معمول با اين مواد از نوع Leukemia (سرطان خون و مغز استخوان) و  Sarcoma & Bone Cancer (سرطان بافتهای نرم و استخوان) می باشد. برای رضای خداوند و جلوگيری از آسيبهای جانی جبران ناپذير به هموطنانمان با همه امکانات اطلاع رسانی کنيد.

حالا اصرار بر واردات برنج ُ چرا؟

+ نوشته شده توسط امین صانعی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 9:44 قبل از ظهر |

عضو تيم ملي دراگون بت به قصد پناهندگي عازم آلمان شد. مينا عليزاده عضو تيم ملي دراگون بت پس از پايان رقابت هاي جهاني اين رشته در جمهوري چک عازم آلمان شد و همراه با اعضاي تيم به ايران بازنگشت. تيم ملي دراگون بت مردان و زنان کشورمان که در ششمين دوره مسابقات قهرماني جهان در جمهوري چک شرکت کرده بودند صبح روز سه شنبه در حالي به تهران بازگشتند که يکي از اعضاي تيم ملي بانوان در کاروان غيبت داشت.

مينا عليزاده که همراه با 23 بازيکن ديگر ترکيب تيم ملي بانوان را در مسابقات جهاني تشکيل مي دادند پيش از پايان مسابقات و بدون اطلاع قبلي هتل محل استقرار تيم ملي را ترک کرد. هر چند مسوولان تيم اعزامي به جمهوري چک پس از اطلاع از غيبت اين بازيکن خيلي سريع اقدام به جست وجو کردند و با خانواده عليزاده در تهران تماس گرفتند اما پس از سه چهار ساعت جست وجو از تلاش دست برداشتند چرا که متوجه شدند او چک را ترک کرده و عازم آلمان شده است. عباس محمدعلي سرمربي تيم ملي مردان و زنان دراگون بت ايران ضمن تاييد اين خبر مي گويد؛ «در روز اين اتفاق مينا عليزاده به خانم فرهادي زاده مسوول تيم بانوان گفته بود در اتاقش مي ماند تا استراحت کند. اما در بازگشت اعضاي تيم به هتل متوجه قفل بودن در اتاق وي و غيبت مشکوکش شديم. بلافاصله براي اطلاع از وضعيت او و اينکه به کجا رفته است، دست به کار شديم و همزمان با تهران، فدراسيون دراگون بت و همچنين خانواده وي تماس گرفتيم که در نهايت متوجه شديم اين بازيکن در اقدامي از پيش هماهنگ شده همراه با برادرش که مقيم آلمان است عازم اين کشور شده است. اين موضوع را خانواده مينا عليزاده به ما اعلام کردند.» سرمربي تيم ملي دراگون بت پس از توضيح ماجرا يادآور مي شود پس از اين اتفاق هيچ اقدامي نمي توانسته انجام دهد چرا که عليزاده چک را ترک کرده بود. پس از بازگشت کاروان دراگون بت به کشورمان خانواده عليزاده در فرودگاه بين المللي امام خميني (ره) منتظر بازگشت همسر و دخترشان بودند اما با غيبت مينا عليزاده در جمع ملي پوشان همسر او به حالت اعتراض داد و فرياد بسياري کرد. عباس محمدعلي سرمربي تيم ملي معتقد است اقدام عليزاده يک برنامه از پيش تعيين شده بوده است و اقدام همسر وي را هم يک «سياه کاري» مي داند؛ «شک ندارم که اين کار سياه کاري بوده است فقط براي اينکه رد اصل جريان گم شود. مينا عليزاده از روزها قبل نقشه فرار اينچنيني را کشيده بود چرا که بارها متوجه رفتارهاي مشکوک او شديم.» بنا به گفته محمدعلي، مينا عليزاده ملي پوش دراگون بت چندين بار قصد فرار داشته است و هر بار بازيکنان متوجه مي شدند و او نمي توانست نقشه خود را اجرا کند؛ «مثلاً چندين بار عليزاده به طور سراسيمه مشغول جابه جايي چمدان خود بوده که ديگر بازيکنان از راه رسيدند. يک بار هم او درخواست ID کارت مجدد داد و ادعا کرد IDکارت اوليه اش گم شده است.» با اين اوصاف فدراسيون دراگون بت به منظور برخورد با اين بازيکن در وهله اول سندي که عليزاده براي خروج از کشور گرو گذاشته بود، مصادره خواهد کرد ضمن آنکه وي براي هميشه از حضور در تيم ملي و رقابت هاي باشگاهي کشور محروم خواهد بود و تصميمات بعدي هم توسط هيات رئيسه اتخاذ مي شود.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت 12:30 بعد از ظهر |

امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب لباسي که مي خواستي بپوشي.وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني. بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي. تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را به سوي من خم نکردي. تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آن که به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد. خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي. آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبي داشته باشي...

+ نوشته شده توسط امین صانعی در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 1:4 بعد از ظهر |

 

 

Making-of-TITANIC-ship-17.jpg

 

 

در تاریخ ۱۵ آوریل 1912 کشتی تایتانیک غرق شد و بیش از ۱۵۰۰ مسافر آن کشته شدند. هزینه ساخت این کشتی در آن زمان ۷ میلیون دلار بود که به زمان حال...

 

 

۱- حادثه چرنوبیل

میزان خسارت: ۲۰۰ میلیارد دلار

در تاریخ ۲۶ آوریل ۱۹۸۶انفجار در نیروگاه اتمی چرنوبیل باعث آلودگی بیش از ۵۰ درصد سطح کشور اکراین شد. 7/1 میلیون نفر در این حادثه دچار آسیب شدند و هنوز آثار آن مثل بیماری سرطان باقی مانده است. هزینه پاک‌سازی و تعمیر و جبران خسارت این حادثه نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. فقط ایجاد یک حفاظ فلزی دور این نیروگاه، نزدیک ۲میلیارد دلار خرج برداشته است.

 

2- حادثه شاتل فضایی کلمبیا

میزان خسارت: ۱۳ میلیارد دلار

در تاریخ ۱ فوریه ۲۰۰۳، شاتل فضایی کلمبیا در هنگام بازگشت به زمین منفجر شد. علت حادثه سوراخی بود که ۱۶ روز قبل و در هنگام پرواز کلمبیا به سمت فضا در یکی از بال‌های شاتل ایجاد شده بود. هزینه‌ای نزدیک به ۱۳ میلیارد دلار برای فرستادن این فضاپیما و مطالعات و تحقیقات انجام شده برای این پرواز صورت گرفته بود ( به غیر از هزینه خود فضاپیما). این حادثه پر خرج‌ترین حادثه سفر تحقیقاتی جهان نام گرفته است.

 

۳- نشت نفت از نفتکش Prestige

میزان خسارت:  ۱۲ میلیارد دلار

در تاریخ ۱۳ نوامبر ۲۰۰۲، نفت‌کش پرستیژ حامل ۷۷۰۰۰ تن نفت سنگین در نزدیک سواحل اسپانیا دچار حادثه شد. کاپیتان از نیروهای ساحلی اسپانیا درخواست کمک کرد. ولی آن‌ها نفت‌کش را مجبور کردند از سواحل اسپانیا دور شود. بعد از آن بود که کشتی در طوفان گرفتار شد و سوخت آن در دریا پراکنده شد. هزینه پاک‌سازی نفت رهاشده نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار تخمین زده شد.

 

۴- حادثه شاتل Challenger

میزان خسارت: هزینه ۵/۵ میلیارد دلار

در تاریخ ۲۸ ژانویه ۱۹۸۶، شاتل فضایی چلنجر، ۳۷ ثانیه بعد از پرواز منفجر شد. اشکال در یکی از مخازن سوخت و نشت سوخت مایع حامل شاتل عامل انفجار بود. هزینه ساخت شاتل بیش از ۴/۵ میلیارد دلار و نزدیک ۱ میلیارد دلار نیز هزینه تجهیزات آسیب دیده در اثر این انفجار بوده است.

 

۵- انفجار گاز در خطوط لوله شرکت Alpha Oil

میزان خسارت: ۳/۴ میلیارد دلار

در تاریخ ۶ جولای ۱۹۸۸ انفجار در لوله انتقال سوخت یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نفتی جهان رخ داد و ۱۶۷ کشته در پی داشت.

 

6- نشت نفت از نفت کش شرکت Exxon

میزان خسارت: ۲/۵ میلیارد دلار

در تاریخ ۲۴ مارس ۱۹۸۹ نشت نفت از یکی از نفت‌کش‌های شرکت Exxon رخ داد كه هزینه پاک‌سازی نفت رها شده نزدیک به ۲/۵ میلیارد دلار برآورد شد.

 

7- سقوط جنگنده B-2

میزان خسارت: ۱/۴ میلیارد دلار

در تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۰۸، یکی از ۲۱ بمب‌افکن‌های B-2 ساخت آمریکا لحظاتی بعد از پرواز سقوط کرد. علت حادثه نفوذ رطوبت به سیستم رایانه‌ای کنترل پرواز بود. این حادثه پرخرج‌ترین حادثه هوایی جهان نیز است. هر دو خلبان هواپیما با خروج اضطراری نجات یافتند. هر کدام از این جنگنده‌ها نزدیک به ۱/۴ میلیارد دلار ارزش دارند.

 

8- حادثه تصادف قطار در کالیفرنیا

میزان خسارت: ۵۰۰ میلیون دلار

در تاریخ ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۸، در اثر برخورد قطار در کالیفرنیا ۲۵ نفر کشته شدند. پرداخت غرامت به بازماندگان این حادثه ۵۰۰ میلیون دلار برای شرکت راه‌آهن خرج تراشید.

 

9- سقوط تانکر حامل سوخت از پل Wiehltal در آلمان

‌میزان خسارت: هزینه ۳۵۸ میلیون دلار

در تاریخ ۲۶ آگوست ۲۰۰۴، تانکری حامل ۳۲۰۰۰ لیتر سوخت، از روی پلی در آلمان سقوط کرد و منفجر شد. هزینه اولیه تعمیر پل حدود ۴۰ میلیون دلار و هزینه ساخت پل جدید ۳۱۸ میلیون دلار خرج داشت.

 

10- غرق شدن تایتانیک

‌میزان خسارت: ۱۵۰ میلیون دلار

در تاریخ ۱۵ آوریل 1912 کشتی تایتانیک غرق شد و بیش از ۱۵۰۰ مسافر آن کشته شدند. هزینه ساخت این کشتی در آن زمان ۷ میلیون دلار بود که به زمان حال حدود ۱۵۰ میلیون دلار می‌شود.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 4:12 بعد از ظهر |

بزگترین پل آبی جهان به طول حدود 36 کیلومتر شهر جیانگ شینگ در نزدیکی شانگهای را به شهر بندری نیگبو در استان شرقی ژجیانگ متصل می کند.

گفته می شود یک میلیارد و 700 میلیون دلار برای ساخت این پل که مسیر شانگهای تا نینگبو را 120 کیلومتر کاهش می دهد هزینه شده است.

ساخت این پل حدود 4 سال به طول انجامیده است. شش مسیر عبور خودرو بر روی این پل تعبیه شده و رانندگان می توانند با سرعت 100 کیلومتر در ساعت روی پل رانندگی کنند.

تصاویر مربوط به افتتاح رسمی این پل و اولین تردد خودروها بر روی آن در زیر مشاهده می شود. در تصاویر زیر می توانید این پل را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امین صانعی در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 12:24 بعد از ظهر |

مجسمه ندا به نام «فرشته ايران، فرشته آزادي» توسط مجسمه ساز برجسته امريكايي ساخته شد.

Life size clay portrait bust of Neda, presently being cast in bronze.

"پاولا اسلاتر" مجسمه ساز زن و برجسته امريكايي كه آثار منحصر به فرد او در جهان شناخته شده است با ديدن فيلم لحظات قبل از مرگ ندا آقا سلطان در تلويزيون تحت تاثير چهره و چشمهاي او قرار گرفته است. او سپس شروع به ساختن مجسمه اي كرده است كه تصوير ندا آقا سلطان را نشان مي‌دهد. از كارهاي ديگر اين مجسمه ساز مجسمه مشهور برنزي آبراهام لينكلن است.

خانم اسلاتر در مصاحبه با مطبوعات به برنامه زمانبندي فشرده خود براي تحويل كارهاي هنري سفارش داده شده از سراسر جهان اشاره كرد و گفت برنامه‌هاي تحويل خود را براي ساخت اين مجسمه به تعويق انداخته است.

او گفت عاملي كه بيش از هر چيز او را تحت تاثير قرار داده است جلوگيري مقامات دولتي ايران از برگزاري مراسم سوگواري و خاكسپاري براي ندا بوده است. به اين ترتيب خانم اسلاتر سعي كرده است با ساخت مجسمه او كه اثري ماندني از شخصيت او خواهد بود و ياد او را در سراسر جهان زنده نگاه خواهد داشت، عدم برگزاري مراسم يادبود براي ندا را جبران كند.

اين مجسمه زيبا و به ياد ماندني «فرشته ايران، فرشته آزادي» نام دارد.

اين مجسمه قرار است در روز 25 جولاي در مقابل تالار اصلي شهر سانفرانسيسكو مورد بازديد 20 هزار تماشاگر از سراسر امريكا قرار گيرد. در اين روز بصورت همزمان تظاهرات اعتراضي ايرانيان مقيم 50 شهر در سراسر جهان برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 1:44 بعد از ظهر |

روزگاری بود که آرزو داشتیم تکنولوژی و علم به ایران وارد شود تا مردم ایران زمین نیز در آرامش و با خاطری آسوده روزگار را سپری کنند .اما شاید هیچ کس تصور نمی کرد این علم که قرار بود موجبات آسایش مردم را فراهم سازد روزی به قاتل خاموشی تبدیل شود که جان همین مردم را بستاند . قاتلی که معلوم نیست کی و کجا قرار است جان شیرین انسان های بی گناه را بگیرد.

دیگر عادت کرده بودیم هر ساله شاهد حوادث دل خراشی در سیستم حمل و نقل کشور باشیم اما این که در کمتر از 10 روز، 4 پرواز کشورمان با مشکلاتی از جمله سقوط و فرود اضطراری مواجه شود ، موضوعی است که نمی توان با هیچ توجیهی از آن گذشت .    

هنوز فراموش نکرده بودیم که در سقوط پرواز " توپولوف " در بیابان های قزوین 168 هموطن ایرانی در کنار مردمی از سرزمین ارمنستان چه آسان پر گشودند و از میان سایر موجودات خاکی بار بستند که شنیدیم صانحه ای دیگر در فرودگاه مشهد روی داده است . صانحه ای که 16 انسان دیگر را به کام مرگ کشاند .

داشتیم تحمل داغ انسان هایی که ناخواسته و تنها به علت اعتماد به سیستم حمل و نقل کشوری به کام مرگ کشیده شده اند را با خود تمرین می کردیم که شنیدیم در طی یک روز 2 فرود اضطرای دیگر در خط پروازی ایران روی داده است . اولین فرود به پرواز تهران – مشهد مربوط می شد که خلبان مربوطه تنها یک دقیقه پس از پرواز به علت پخش دود در کابین مسافران مجبور به فرود اضطراری شد و دومین صانحه به پرواز تهران – ماهشهر باز می گردد که به علت نقص فنی در سیستم کامپیوتر هواپیما ، یک بار دیگر دلهره به سراغ کادر پرواز و مسافران آمده تا مسئولان برج مراقبت فرودگاه مهرآباد برای بار دوم و تنها در طول 24 ساعت مجبور شوند دستورات لازم را برای رود اضطراری صادر کنند.

در شرایطی این چنینی مردم با خود فکر می کردند که قطار وسیله ای امن است چرا که روی زمین حرکت می کند و احتمال سقوط ندارد اما وقتی شنیدیم که دو قطار با هم برخورد کرده اند دیگر مات ماندیم برای سفرهای خود از چه روشی استفاده کنیم . اگر این وسایل که حاصل سال های تجربه و دانش است تا این حد نا امن هستند برای سفرهای کوتاه و بلند خود باید چه کرد؟ آیا باید مثل هزاران سال قبل سوار بر اسب و قاطر شد یا شتری کرایه کرد و به سفر رفت ؟

حال باید پرسید چه بر سر سیستم حمل و نقل کشوری آمده است که این چنین باید شاهد حوادث ناگوار باشیم . حوادثی که شاید فردا و فرداها نیز بر سر ما بیاید. کسی چه می داند ؟  

و یک سئوال دیگر، چرا در همه جهان زمانی که اتفاقی روی می دهد مسئول مربوطه برکنار می شود و یا خود استعفا می دهد اما در ایران چنین روشی منسوخ است . سرپرست محترم شرکت هواپیمایی ایران با آرامشی کامل و با روی گشاده مقابل دوربین های خبری می رود و با اعتماد به نفسی جالب توجه از نواقص احتمالی و بررسی بیشتر سخن می گوید . این مقام محترم که هنوز امضای سرپرستی اش خشک نشده و این همه تلفات روی دست مردم گذاشته است گویا خبر ندارد افرادی که مره اند ، خانواده داشته و برای گروهی عزیز بوده اند .

به نظر می رسد وی علاقه ای خاص به حضور در مقابل دوربین های خبری دارد چرا که خیلی ساده و آسان در مقابل چشم میلونها ایرانی دل سوخته ، از تلفات خطوط پروازی ایران سخن می گوید.اما به این آقای رئیس می گویم حداقل برای رضای خدا هم بود ، برای دل خوشی مردم هم که شده، در برنامه های تلویزیونی پیراهن مشکی بر تن کرده و با خانواده های داغدار اظهار همدردی می کردید . اما جالب بود وقتی شما را با پیراهن آبی آسمانی آن هم با آن رنگ شاد دیدم به خود گفتم چه رئیس خوبی چرا که دلی فارغ از غم دارد و نمی داند در بیخ گوشش چه می گذرد.

آقای رئیس بد نیست بدانید در همه جای دنیا حتی آن هایی که مسلمان نیستند و هیچ ارادتی به اهل بیت ندارند ، در مواجه با چنین شرایطی استعفا کرده و خود را کنار می کشند تا شاید حداقل آرامشی باشد برای بازماندگان این سوانح دلخراش اما گویا شما از این حوادث ، چندان ناراحت نیستید و به سمت خود و میزی که در اختیار دارید ، علاقه ای خاص نشان می دهید . آقای رئیس این حادثه روزی برای شما نیز ممکن است روی دهد و عزیزان شما نیز در پروازی دچار مشکلاتی مشابه شوند البته امیدواریم این چنین نشود چرا که ....

 امین صانعی

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه چهارم مرداد 1388 و ساعت 9:29 بعد از ظهر |

بدرود فرشتگان آسمانی

وداع با ملی پوشان نوجوان جودوی ایران

امروز برای همه ایرانیان آزاده و برای همه مردم دنیا روزی متفاوت با روزهای دیگر است. امروز روزی است که فرشتگان کوچک ایران بر روی دست مردم تشیع می شوند تا در آرامگاه ابدی به خواب بروند.

خوابی که بدون شک برای همه این عزیزان زود بود اما چه می توان کرد در مقابل قضا و قدر و تقدیر الهی . چه می توان گفت به خانواده های داغدار ملی پوشان نوجوان جودوی ایران زمین ، به پدر و مادری که فرزندانشان در آستانه شکوفایی بودند ، فرزندانی که تا دیروز همه آرزوی داشتن چنین فرزندانی را داشتند تا در بین اقوام و دوستان به آن ببالند . چرا که نوجوانان آن ها عضو تیم ملی ایران بوده و قرار است در مسابقات جهانی به میدان بروند . اما افسوس که تمام این آرزوها بر باد رفت .

افسوس که تمام جهانیان باید در نبود ملی پوشان نوجوان ایرانی شاهد رقابت های جهانی جودوی نوجوانان باشند . افسوس که داغ دیدار دوباره پدر و مادر این ملی پوشان بر دل پدر و مادری نشست که آرزوی قهرمانی فرزندانشان را در رقابت های جهانی داشتند .

افسوس که یک بار دیگر ، پرنده آهنی شکار خود را از بین انسانهای آزاده انتخاب کرد و افسوس که 168 انسان فارغ از هر دین و مذهبی در آتش شعله ور ، زنده زنده طعم مرگ را چشیدند.

امروز فرشتگان کوچک ایران اسلامی بر روی دست مردم فهیم ایران زمین تشیع شدند تا در آرامگاه ابدی به خواب همیشگی بروند . آرامگاهی که شاید فردا و فرداها جای من و شما باشد که البته این امر تحقق یافتنی است اما کی و کجا فقط حضرت حق می داند و بس.

نگاه های اشک آلود مردمی که امروز به ورزشگاه شهید شیرودی آمده بودند ، دست های لرزان مادرانی که تابوت فرزندانشان را لمس می کردند تا جای نوازش های مادرانه را بگیرد ، صدای سوزناک پدرانی که آرزوی دامادی فرزندانشان نقش بر آب شد ، نگاه های مات و سئوال های بی جواب همه آن هایی که امروز برای آخرین وداع با ملی پوشان قهرمان ایران به میدان هفت تیر آمده بودند و ...

فقط در یک کلام باید گفت : خداحافظ قهرمانان نوجوان ایران زمین ، بدرود پرنده های کوچک ، سلام بر شما فرشتگان معصوم قهرمان و ....

تنها باید امیدوار بود که از این پس شاهد چنین حوادث دلخراشی در ورزش ایران و البته کشورمان نباشیم.

برای شادی روح همه این عزیزان و تمامی مسافران پرواز کاسپین ، صلوات و فاتحه ای قرائت می کنیم . بسمه الله الرحمن الرحیم و ...

امین صانعی

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 7:54 بعد از ظهر |

این دو برادر برزیلی ساكن ریودوژانیرو در برزیل هستند و 14 ساعت از شبانه روز را روی همین دیوار اسراحت می كنند

http://uploader.ir/rozaneh/zendegi_divar/hanging-around.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/zendegi_divar/hanging-around2.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/zendegi_divar/hanging-around3.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/zendegi_divar/hanging-around4.jpg

http://uploader.ir/rozaneh/zendegi_divar/hanging-around5.jpg

حالا همش بگید در تهران خانه خوب با هزینه کم پیدا نمی شود . پیدا می شود به شرط آن که بتوان در چنین شرایطی زندگی کرد .

+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 و ساعت 11:21 قبل از ظهر |

وقتی حراست سازمان تربیت بدنی با مشت از خبرنگاران پذیرایی می کند

تیم فوتبال پرسپولیس در ورزشگاه آزادی تهران مغلوب کروفچی یا همان تیم بنیادکار ازبکستان شد تا از حضور در مرحله بعدی رقابت های لیگ قهرمانان آسیا باز بماند . آن دوستانی که از نزدیک در ورزشگاه آزادی تهران حضورداشتند خوب می دانند چه جوی بر ورزشگاه آزادی حاکم بود و پس از باخت سرخ پوشان پایتخت ، مردم خشمگین چه بلایی سر امکانات و تجهیزات این ورزشگاه آوردند .

این ها همه به کنار اما آن چه جالب بود این است که عده ای که به اصطلاح قرار بود امنیت را در این ورزشگاه حفظ کنند به خود اجازه می دادند به هر طریقی که دوست دارند یا به آن ها خط داه می شود با دیگران برخورد کنند .

جای تاسف است اما این آقایان که حدود 6 تا 10 نفر بودند حتی به خود اجازه دادند به اینجانب که از خبرنگاران ورزشی کشور هستم هجوم آورده و با برخوردی دور از شان آن هم در شب شهادت بانوی گرانمایه اسلام ، اقدام به درگیری فیزیکی با این جانب که تنها برای کسب گزارش و انجام امور همیشگی که همانا کسب خبر است ، بکنند .

اگر آن مامور که خدا پدرش را بیامرزد در آن لحظه به داد من نمی رسید و این آقایان به اصطلاح " حفاظت فیزیکی سازمان تربیت بدنی " را از من دور می کرد خدا می داند چه بلایی بر سر من می آمد . البته از ضربه خوردن های مکرر و سرخی چشم و خون ریزی لثه باید گذشت چرا که در همین مدت کوتاهی که زیر ضربات دوستان سازمان تربیت بدنی بودم ، به این افتخار نایل شدم که در هنگام گزارش ، مورد لطف دوستان قرار بگیرم .

فقط خدا می داند این دوستان چرا و چگونه آن هم بدون برنامه به این جانب حمله کردند ، مطلبی در جایی نوشته ام که به مضاق برخی ها خوش نیانده و شاید هم از جایی خط گرفته اند . مگر می شود خبرنگاری که IDکارت این بازی را به گردن دارد ، این گونه مورد تهاجم قرار بگیرد .

حال باز بیاییم و از اخلاق فوتبال و ورزش بگوییم . به خدا قسم خودمان نمی خواهیم اوضاع درست شود . مگر می توان از سازمان ورزش که متولی ورزش کشور است انتظار اخلاق مداری در فوتبال را داشت آن هم در شرایطی که پرسنل خدوم این سازما ن حاضرند خبرنگاران را زیر مشت و .... قرار دهند . البته از انصاف نیز نباید گذشت چرا که این جور نیستند اما برای سازمان ورزش و شخص مهندس علی آبادی چندان خوشایند نیست چرا که ما این گناه را از چشم این دوستان می بینیم در غیر این صورت اگر برخورد لازم می شد ، آقایان به خود اجازه نمی داند هر طور دلشان بخواهد رفتار کنند .

این نیز برگ زرین دیگری شد بر افتخار 10 سال خبرنگاری اینجانب .

 

+ نوشته شده توسط امین صانعی در جمعه هشتم خرداد 1388 و ساعت 4:36 بعد از ظهر |

اولین زن جراح ایرانی:"سکینه پری" متولد 1281-1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و 1314 با اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد. 

اولین زن جراح پلاستیک:"دکتر هاسمیک هاراطونیان" در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد.

 اولین زن داروساز:"اقدس غربی" و "اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند.

اولین زن وکیل دادگستری:"یکاترینا سعیدخوانیان" متولد1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.

 اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.

اولین زن سرتیب ایرانی:"مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید. 

اولین زن روزنامه نگار:"صدیقه دولت" در اصفهان به سال 1297 مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.

اولین زن خلبان:"عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.

اولین زن پرستار:"فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد.

اولین هنرمندان زن تاتر:اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوتریان"و"سراکالندریان" بودند.

اولین زن آوازه خوان:"قمرالملوک وزیری" که صفحه پر کرد و پس از او "ملوک ضرابی" بود

+ نوشته شده توسط امین صانعی در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |

شماري از عكاسان و خبرنگاران در حالي كه امروز صبح و قبل از حضور بازيكنان در هتل آكادمي، براي تهيه گزارش‌هاي تصويري و خبري به اين مكان رفته بودند، با ممانعت مأموران براي ورود مواجه شدند.
مسئولان آكادمي در واكنش به حضور خبرنگاران، اعلام كردند: افشين قطبي و منصور پورحيدري دستور داده‌اند كه هيچ عكاس و خبرنگاري اجازه ورود را ندارند.
مهدي حاج‌باقر، برنامه‌هاي افشين قطبي با حضور در هتل آكادمي اين خبر را تكذيب كرد؛ اما مأموران حاضر در هتل اجازه ورود خبرنگاران را ندادند.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:21 بعد از ظهر |

آخر هفته گذشته سازمان ليگ نامه‌اي را براي باشگاه صباي قم ارسال كرد. در اين نامه به مسئولان باشگاه اخطار جدي داده شد تا با مصاحبه هاي غير متعارف فيروز كريمي برخورد كنند.
عزيز محمدي رئيس سازمان ليگ در اين زمينه به خبرگزاري فارس گفت: به مسئولان باشگاه صبا تذكر جدي داده شد و از آنها خواستيم نظارت بيشتري روي مصاحبه سرمربي تيم خود داشته باشند.
فيروز كريمي هفته گذشته پس از شكست برابر الهلال عربستان در جمع خبرنگاران گفت: مايلي كهن بعد از ايراد گرفتن به علي دايي و امير قلعه نويي از باراك اوباما و مادر رايس هم ايراد گرفت.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 2:17 بعد از ظهر |

مجری برقی کردن راه‌آهن گفت: خط سریع‌السیر تهران- قم موازی اتوبان تهران- قم و با سرعت ۳۵۰ کیلومتر در ساعت طراحی شده است و فاصله زمانی تهران- فرودگاه امام خمینی(ره) را به ۱۰ دقیقه و فرودگاه امام(ره) به قم را به ۳۰ دقیقه کاهش می‌دهد.

عباس قربانعلی بیگ افزود: سال گذشته ۱۰ میلیارد تومان اعتبار برای احداث این خط در نظر گرفته شد اما هنوز این اعتبار جذب نشده و مدیر دولتی این طرح معین نشده است.

وی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: چگونگی سرمایه‌گذاری در این پروژه مشخص نیست و با توجه به این که طرح‌های مسافری راه‌آهن چندان سودآور نیست، دولت باید در این زمینه سهم بیشتری داشته باشد.
+ نوشته شده توسط امین صانعی در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:12 بعد از ظهر |

بالابودن ارتباطات نزدیک رئیس جمهور با مردم به ویژه در سفرهای استانی موجب شده است که تیم‌های امنیتی وی با مشکلات عدیده‌ای مواجه شوند.

به نوشته جهان ، بی‌توجهی دکتراحمدی‌نژاد به توصیه‌های امنیتی تیم‌های حفاظت ریاست جمهوری از جمله موضوعاتی است که همواره تکرار شده و هر از چندگاهی خبرهایی چون دیدار و سرکشی شبانه و تنهای رئیس جمهور به محلات محروم، خانواده شهدا و دیگر مسائل به گوش می‌رسد؛ حتی چند سال پیش خبری در سطح گسترده پخش شد که از رانندگی شخص رئیس جمهور و رفتن وی به خانه برادرش در یکی از شهرک‌های تهران خبر می‌داد.

اما مواجهه حضور رئیس جمهور در سفرهای استانی بامردم و نیز دریافت نامه‌های متعدد و خواندن آنها به تازگی مشکلاتی را ایجادکرده است.

چرا که طبق بررسی‌های به عمل آمده مشخص شده که احتمال آلوده بودن تعدادی از پاکت‌های نامه ارسالی برای رئیس جمهور وجود داشته و برای جلوگیری از مسمومیت رئیس جمهور تیم حفاظت وی در چندین مورد به رئیس جمهور تذکر داده‌اند که مراقب نامه‌هایی که در سفرهای استانی به وی داده می‌شود باشد اما دکتر احمدی نژاد در پاسخ به تدابیر امنیتی محافظان خود گفته است: بنده مثل گذشته برخورد می‌کنم.
+ نوشته شده توسط امین صانعی در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 و ساعت 3:36 بعد از ظهر |

 

يك زن 50 ساله انگليسي هزاران پوند براي جراحي پلاستيك هزينه كرد تا خود را به شكل دختر 28 ساله اش درآورد! 

 

نشريه ديلي ميل انگليس با انتشار اين خبر نوشت: "تصاوير «جانت گاليف» و دخترش «جين» نشان مي دهد آنها اكنون شباهت ظاهري بسياري از نظر وزن، رنگ مو و چهره پيدا كرده اند و شايد تفاوت آنها در رنگ چشم و اندكي اختلاف قد باشد."

براساس اين گزارش جانت 10 هزار پوند براي جراحي هاي متعدد زيبايي خود هزينه كرده كه اين جراحي ها در كرواسي انجام شده است.

جانت با بيان اينكه وي سال ها احساس مي كرد شبيه يك «كيسه كهنه» است مي گويد: "ما اكنون شبيه دو خواهر دوقلو شده ايم و در مركز توجه مردم قرار داريم."

وي مي افزايد: "شايد اندكي احمقانه به نظر برسد كه من براي شبيه شدن به دخترم جراحي زيبايي كرده ام اما او زيبا و جذاب است و چه كسي دوست ندارد شبيه جين شود؟!"

مادر 50 ساله (تصوير سمت چپ) اضافه مي كند: "ما در حال حاضر به جاي يك دختر و مادر شبيه دو خواهر دوقلو شده ايم. مردم در خيابان ما را اشتباهي مي گيرند و مي پرسند آيا شما خواهر هستيد؟"

جين دختر اين زن انگليسي با ابراز خوشحالي از سيماي جديد مادرش مي گويد: "ما اكنون از هر زمان ديگري به هم نزديك تر شده ايم. مادرم از مدونا (خواننده آمريكايي)ي 50 ساله نيز بهتر است."

وي مي افزايد: "تنها اختلاف در رنگ چشم و سايز كفش است. رنگ چشم من قهوه اي است و مال مادرم آبي. اندازه كفش هاي او نيز بزرگ تر است."

+ نوشته شده توسط امین صانعی در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:13 بعد از ظهر |
بازتاب كناره‌گيري سرمربي تيم ملي فوتبال ايران

عصبانيت مربي جديد از مربي قديم عامل استعفا شد

يك روزنامه اماراتي نوشت: عصبانيت مربي جديد تيم ملي ايران از مربي قديم اين تيم منجر به كناره گيري شد.

روزنامه خليج تايمز نوشت: محمد مايلي كهن دو هفته قبل عهده دار مسئوليت تيم ايران شداما به دليل تنشي كه ميان او و اميرقلعه نويي، سرمربي استقلال و اسبق تيم ايران در جام ملت هاي 2007 پيش آمد، از مقام خود كناره گرفت.
اين روزنامه ادامه داد: وقتي تيم ايران در خانه و در مرحله مقدماتي جام جهاني افريقاي جنوبي مغلوب عربستان شد، مايلي كهن به جاي علي دايي سرمربي تيم ملي شد تا ايران را به جام جهاني برساند، اما با اتفاقي كه روز گذشته رخ داد، مدت حضورش در اين پست تنها دو هفته طول كشيد.

+ نوشته شده توسط امین صانعی در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 4:8 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM